تفکرخوش بینانه وامیدواری
تا پايان دهه هفتاد اميدواری يک نقص رواني تلقي مي شد. فرويد، استدلال ميکرد که اعتقاد خوش بينانه به خداوند يک خطاي ادراکي اساسي براي تمدن است. اواخر همين دهه روان شناسان شناختي گنجينه اي از پژوهشها را گردآوري کرده بودند که نشان مي داد فرايند تفکر افراد خوش بينانه است. در روان شناسي مثبت پژوهش درباره خطاهاي ادراکي مثبت و خودفريبي، خوش بيني و اميدواري اهميت ويژهاي داشته است.پژوهش در مورد خطاهاي ادراکي مثبت و خودفريبي نشان داده است که تفکر انسان با سوگيري مثبت جدي متمايز مي شود. بيشتر مردم خود، جهان و آينده را به نحو مصيبت بار مي بينند. راهبردهاي خودفريبي که براي اداره اين اطلاعات منفي به کار مي بريم، که با ديد خوش بينانه نسبت به جهان مغايرت دارد، سازوکارهاي دفاعي مانند انکار، واپس راني و خطاهاي اداراکي مثبت را شامل مي شوند. خطاهاي ادراکي مثبت، فرايندهاي شناختي توجه انتخابي، فراموشي مطلوب، کم بها دادن به ناشايستگي ها و حفظ خودانگاره هاي منفي را در بر مي گيرند. رشد خطاهاي ادراکي مثبت را سبک فرزند پروري شکوفا مي سازد. زماني که والدين اطلاعاتي به فرزندان خود ميدهند و در يک بافت روابط گرم و داراي محدوديت هاي رفتاري روشن، آنان را تشويق مي کنند که دست به انتخاب بزنند، خطاي ادراکي مثبت در آنان رشد ميکند. گرايش به داشتن يک ديد مثبت نسبت به خود در طول زندگي افراد ادامه مي يابد، هرچند که از نيرومندي آن به تدريج کاسته مي شود. برخورداري از خودپنداره خوب از يک سو به سبب ماهيت خودمحوري حافظه و از سوي ديگر به وسيله خودانگاره هايي که تعيين مي کنند به کدام جنبه هاي يک موقعيت بايد توجه کرد رقم مي خورد.صلاح خطاهاي ادراکي مثبت مستلزم دادن اطلاعات منفي بنحوي است که اصلاح کننده باشد نه مخرب.
اميدواري، توانايي طراحي گذرگاه هايي به سوي هدف هاي موردنظر، برخلاف موانع و عامليت يا انگيزش براي استفاده از اين گذرگاه ها را شامل مي شود. اميد، در طول نوزادي ، کودکي و نوجواني به گونه اي روشن و تعريف شده رشد مي کند. کودکاني که سرشت اميدوار در آنان پرورش مي يابد، معمولاً والديني دارند که به عنوان سرمشق هاي نقشي اميدوار عمل مي کنند و فرزندان خود را در تدوين و اجراي طراح هايي براي کنار زدن موانع در جهت آرمان هاي ارزشمند راهنمايي ميکنند. اين کودکان دلبستگي امني به والدين خود دارند که محيط گرم و با ساختار خانوادگي را براي آنان فراهم مي سازند. در اين نوع محيط مقررات به شيوهاي پايدار و قابل پيش بيني اعمال مي گردد و تعارض به گونه منصفانه و قابل پيش بيني اداره ميشود. اميد درماني اين هدف را مدنظر دارد که به درمانجويان کمک کند تا هدفهاي روشني را فرمول بندي کنند، گذرگاه هاي متعددي را براي اين هدفها ايجاد نمايند، و آنان را برانگيزد که هدف هايشان را تعقيب نمايند و موانع را به عنوان چالشهايي براي غلبه به آنها از نو چهارچوب بندي کنند.اميدواری با سلامت رواني و جسمي که با انواع مقياسها مانند شاخص سلامت خودگزارشي، پاسخ مثبت به مداخله پزشکي، سلامت ذهني، خلق مثبت، سلامت ايمني شناختي، کنارآمدن مؤثر؛ ارزيابي مجدد، مسأله گشايي، پرهيز از رويدادهاي پرفشار زندگي، جستجوي حمايت اجتماعي و رفتار ارتقاي سلامت، مشخص مي شوند، همبستگي مثبت دارند و آنها را پيش بيني مي کنند.
بررسي اميدواري در تمام ابعاد زندگي، عنصري ضروري است. اميد توانايي باور داشتن احساسي بهتر، در آينده ميباشد، اميدست پس از بحرانها آرامش را بفرد باز ميگرداند، پس در بهداشت رواني نقش مهمي دارد.
منبع
جمشیدیان،شیما(1390)، پیش بینی امیدواری بر اساس مولفههای معنویت با واسطه گری سلامت روان ، پایان نامه کارشناسی ارشد،روانشناسی بالینی،دانشگاه بین الملل شیراز
از فروشگاه بوبوک دیدن نمایید
دیدگاهی بنویسید