تعاریف متفاوت از توسعه سازمانی چیست ؟

سازمان‌ها مجبور به حفظ قابلیت رقابتی خود برای بقاء رشد در محیط پر رقابتی و متغییر بیرونی هستند. توانایی این سازمان‌ها در حرکت کردن و گام برداشتن همراه با رقابت، با انعطاف پذیری آن‌ها، مدیریت اثر بخش و سودمند و میزان تمایل و گشودگی آنان به تغییر و نوآوری متناسب است. توسعه سازمانی در سازمان‌ها از انواع ارتباطات، موقعیت‌های دولتی و مداخلات اجتماعی استفاده می‌کند. مداخلات توسعه سازمانی بر طیف وسیعی از اهداف توسعه سازمان‌ها مانند افراد، گروه‌ها، سازمان‌ها، روابط و جامعه تأثیر می‌گذارد، بنابراین توسعه سازمانی یک میدان وسیع از عمل است. تنها سازمان‌هایی که قادر به تعریف و شناسایی مشکلات سازمانی خود در زمان مناسب و به صورت آگاهانه هستند، می‌توانند فعالیت‌های توسعه سازمانی را انجام دهند.تئوری توسعه سازمانی می‌تواند ما را در بهبود و اثر بخشی ساختار سازمان به عنوان تغییرات پیوسته محیطی که برای مدل‌ها و فرایندهای جدید برای تغییر در سازمان بیان شده‌اند، کمک کند. با افزودن این مفهوم تغییر( پاسخ به تغییرات محیط خارجی) می‌توانیم به بهره وری و اثربخشی داخلی و خارجی سازمان دست یابیم.مدل روش شناسی برای توسعه سازمانی یک اقدام پژوهشی است؛ اطلاعات درباره ماهیت مشکلات خاص به صورت سیستماتیک جمع آوری می‌شوند و اقدامی با توجه به آن چه که نتیجه تجزیه و تحلیل‌ها نشان می‌دهد انجام می‌شود. توسعه سازمانی یک فرایند اساسی تغییر است و مخالف با کنار گذاشتن مشکل است. در توسعه سازمانی باید به نیازهای درک شده و واقعی مربوط به مشتریان پاسخ داده شود و مشتریان را در برنامه ریزی و اجرای تغییر مشارکت داد.

رایس بیان می‌کند که هدف فعالیت‌های توسعه سازمانی افزایش قابلیت‌های سازمان از طریق ایجاد آگاهی بهبود مستمر منابع انسانی از طریق تمرکز بر آزادی، راستی و درستی، اعتماد به نفس و نوآوری است. توسعه هماهنگی و ارتباطات انسانی اثر  بخش به منظور دستیابی به اهداف مشترک و منافع ضروری است. رایس اشاره می‌کند که ساختار سازمان باید بر هدف و همچنین فعالیت‌های توسعه سازمانی اثر می‌گذارد، بنابر این ساختار سازمان باید مطابق با چشم انداز سازمان، مأموریت و شخصیت کارکنان باشد.

دینسر بیان می‌کند که  توسعه سازمانی بر رفتار انسان‌ها متمرکز شده است. تضادها کاملاً از رفتارهای انسانی است و هر جا که انسان باشد این تضادها غیر قابل اجتناب است. تضاد اثرات مثبت بر تفکر خلاق، تغییر و پیشرفت هم در محل کار و هم جامعه دارد. فعالیت‌های توسعه سازمانی تصادفی و غیر برنامه ریزی شده نیستند. این فعالیت‌ها برنامه ریزی شده، سنجیده و فرایندهای دائمی هستند. توسعه سازمانی شامل فعالیت‌های بلند مدت است که هدف نهایی آن افزایش اثربخشی و موفقیت‌های سازمان است.

فرنچ  بیان می‌کند که توسعه سازمانی شامل تلاش‌هایی وسیع  برای بهبود توانایی‌های خود برای حل مسئله و مقابله با تغییرات محیط خارجی به کمک متخصص علوم رفتاری از داخل با خارج از سازمان است که معمولاً از آن شخص به عنوان” عامل تغییر” یاد می‌شود.توسعه سازمان اساساً فرایندی مردم گرا است، شامل تلاش‌هایی برای دستاوردهایی بهتر در زمینه‌های شرایط کاری، فن آوری تولید، زیرساخت‌های مالی و فیزیکی است. توسعه سازمانی باعث ایجاد هماهنگی میان اهداف فردی و سازمانی به منظور ایجاد سیستم‌های کارآمد و مؤثر و منسجم در محیط کار با توجه به مأموریت و منافع است که هدف آن کاهش رفتارهای منفی مانع تغییر در سازمان با در نظر گرفتن مسئولیت و مشارکت داوطلبانه در فعالیت‌های بهبود مستمر است.

شوگرمن توسعه سازمانی را به عنوان فعالیت‌های رشد در مفهوم تحول سازمان‌ها توضیح می‌دهد. در تحول سازمانی فعالیت‌هایی ترجیح داده می‌شود، که هدف آن‌ها اصلاح ژنتیک سازمانی باشد تا آن‌ها را به مؤسسات یادگیری بهتر تبدیل نماید. تحول سازمانی بر دو اصل اساسی، رشد و تحریک کردن استوار است. تحریک کردن اشاره به فعالیت‌های هدایتی مدیران بر کارکنان با استفاده ازقدرت اجرایی آنان برای ایجاد تغییر در ساختار سازمانی دارد. فعالیت‌های تحریک کننده رشد حاکی از روش‌ها و تکنیک‌هایی مانند توانمندسازی کارکنان با افزایش مهارت‌های یادگیری آن‌ها و حل مسئله دارد. افزایش عملکرد سازمانی با آموختن، بر پایه رهبری و کار گروهی است.

بورک بیان می‌دارد که توسعه سازمانی یک مفهوم جامع و چند بعدی است، به همین علت تعریف دقیق و مشخصی از آن نشده است. محققان از دیدگاه‌های مختلف بر اساس حیطه مورد علاقه خود، تعاریف مختلفی از توسعه سازمانی  ارائه داده‌اند. توسعه سازمانی به طور عمده رسیدن سازمان به اهداف را از طریق بهبود عملکرد فردی و سازمانی تضمین می‌کند. درباره توسعه سازمانی به دلیل گوناگون بودن از نظر تئوری و عملیاتی تعاریف متعددی از آن بیان شده است، موارد زیر از تعاریف شناخته شده توسعه سازمانی است.

جدول :تعاریف توسعه سازمانی.

بکهاردتلاش سازمانی گسترده و مدیریت شده که از بالا برنامه ریزی شده، برای افزایش اثر بخشی و سلامت سازمانی از طریق مداخلات برنامه ریزی شده در فرایندهای سازمانی با استفاده از دانش علوم رفتاری است.
 

بنیس

توسعه سازمانی پاسخی به تغییر است و یک مجموعه از استراتژی‌های آموزشی است که هدف آن تغییر باورها، رفتارها، ارزش‌ها و ساختار سازمان که می‌توانند با تکنولوژی‌های جدید، بازارها و نرخ تغییرات خود را تطبیق دهد. توسعه سازمانی یک استراتژی آموزشی است که از رفتارهایی که بر پایه تجربه است، به طور وسیع برای دستیابی انتخابات بهتر سازمانی در جهان آشفته و متلاطم استفاده می‌کند.
پاریکتوسعه سازمانی یک تلاش برنامه ریزی شده است که توسط فرایند تخصصی به منظور کمک به توسعه مهارت‌های تشخیصی و قابلیت‌های اداره کردن و مدیریتی و ارتباط استراتژی‌ها در قالب سیستم‌های موقت و نیمه دائم و فرهنگ متقابل آغاز می‌شود.
واریکتوسعه سازمانی یک سیستم وسیع و با ارزش است که بر پایه فرایندی مشارکتی مبتنی بر استفاده از دانش علوم رفتاری به منظور انطباق با توسعه، بهبود و تقویت خصوصیات سازمان مانند استراتژی‌ها، ساختارها، فرایندها، افراد و فرهنگ‌ها که باعث اثربخشی سازمان است، قرار دارد.
کامینگز و ورلیتوسعه سازمانی یک استفاده سیستماتیک از دانش علوم رفتاری برای برنامه ریزی توسعه و تقویت استراتژی‌های سازمان، ساختارها و فرایندها برای بهبود اثربخشی سازمان است.
دینسرفعالیت‌های توسعه سازمانی در تلاش برای تغییر رفتارها و روش‌های کارکنان از طریق کمک گرفتن از کارشناسان تغییر با استفاده از تکنیک‌های علوم رفتاری به منظور بهبود بخشیدن به اثربخشی و سیستم‌های سازمانی است. بر این اساس هدف آن شروع و انجام یک تغییر برنامه ریزی شده برای سازماندهی روابط بین فرهنگ سازمانی، ساختار، فرایندها و تکنولوژی است.
مایسفعالیت‌های توسعه سازمانی، تلاش‌های تغییر برنامه هستند. توسعه سازمانی یک عمل هوشیارانه وفعالیت برنامه ریزی شده تغییر است که توسط مدیران، کارشناسان تغییر و کارکنان به منظور حل مشکل است. در قلب این عمل تغییر ، دستیابی به بهره وری سازمانی با تاکید انسانی ودموکراتیک وجود دارد.
اوکتم و کوکاگلومفهوم توسعه سازمانی را می‌توان در سطح خرد و کلان مورد بررسی قرار داد. در سطح خرد توسعه سازمانی حاوی اطلاعاتی درباره افراد و تعاملات شخصی در داخل سازمان است، در سطح کلان بر اطلاعات درباره توسعه استراتژی، هماهنگی نیروی کار و عوامل خارجی تمرکز دارد.

با وجود اینکه تعاریف مختلفی از توسعه سازمانی وجود دارد، تعریف بکهارد به طور وسیع حتی در دنیای امروز هم مورد پذیرش واقع شده است. اصطلاحاتی مانند تغییر برنامه ریزی شده، استفاده از علوم رفتاری و دانش علوم اجتماعی، فرایندهای مشاوره و مشورتی، تغییرات وسیع سازمانی در ساختار، فرایند و فرهنگ، استفاده از اصول و ارزش‌های توسعه سازمانی، بهبود سلامت سازمان و واثربخشی به طور مشخص با توسعه سازمانی در ارتباط است.

منبع

بایی ،فهیمه (1394) ،رابطه هوش استراتژیک مدیران با توسعه سازمانی و رفتار کار آفرینانه در سازمانهای دولتی اداره کل امور تعاون کار و رفاه اجتماعی مازندران ،پایان نامه کارناسی ارشد مدیریت اجرایی ، دانشگاه آزاد اسلامی ساری

از فروشگاه بوبوک دیدن نمایید

اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0