ارزیابی کیفیت زندگی

علاقه به مفهوم کیفیت زندگی و اندازه گیری آن در سال های اخیر به ویژه در زمینه مراقبت های بهداشتی رو به افزایش بوده است. معیار های طراحی شده برای اندازه گیری کیفیت زندگی جهت ارزیابی مشکلات مددجویان، نیازهای جوامع مختلف و اهداف تحقیقاتی مورد استفاده قرار گرفته است. با این وجود هنوز توافق عمومی در مورد تعریف کیفیت زندگی و ساختارهای مرتبط با آن وجود ندارد .

منشا اندازه گیری کیفیت زندگی را می توان در کار ثرندایک،  ملاحظه نمود. در ابتدا رویکرد شاخص اجتماعی با این فرض که تاثیری معنی داری بر کیفیت زندگی افراد دارد، مورد پذیرش بود؛ اما بعد ها ثابت شد که شاخص های اجتماعی برای اندازه گیری کیفیت زندگی کافی نمی باشند و اعتقاد روز افزون بر آن شد که اکثر تعیین کننده های کیفیت زندگی بیشتر جنبه های روانشناختی دارند تا اقتصادی و جمعیت شناختی. پس از آن محققین رویکرد روانشناختی را مورد بررسی قرار دادند. در این رویکرد دو جریان ظهور نمود. جریان اول ارزیابی کلی از بهزیستی، مسرور بودن  یا رضایتمندی  را بعنوان معیار کیفیت زندگی مورد نظر قرار دادند. برای مثال برادبرن، مقیاس ده ماده ای تعادل عاطفی ای را برای ارزیابی احساسات ذهنی فرد نسبت به تجربه های منفی و مثبت در ارتباط با زندگی روزانه اش بوجود آورد. جریان دوم رویکرد روانشناختی، بطور تجربی زمینه های خاص زندگی را شناسایی کرده و واکنش فرد را نسبت به این زمینه ارزیابی نمودکه بیانگر شاخصی از درک خوشبختی بود .

مدل های کیفیت زندگی

 مدل روحی- روانی

این مدل بر روی رشد فردی، توانایی شناختی، سازگاری و کارایی، شان و بزرگی، استقلال، کنترل، خودمختاری، نفوذ و تسلط بر خود و همچنین خوش بینی و بدبینی تاکید دارد .

مدل ایدئولوژیکی یا فردی

این مدل مبتنی بر ارزش ها، تفاسیر و انتظارات فردی، رضایت فرد از وضعیت و موقعیت خود و شرایط و اولویت های زندگی است. این شاخص ها به وسیله تکنیک های کیفی، نیمه ساختار یافته و مصاحبه های فردی سنجیده می شود

 مدل ادراکی کیفیت زندگی ژان

ژان، ابعاد کیفیت زندگی را در قالب رضایت از زندگی، مفهوم خود، فاکتورهای بهداشتی- عملکردی و اقتصادی- اجتماعی مطرح می کند. بر اساس این نوع مدل،زمینه ی شخصی فرد،سلامت،وضعیت اجتماعی ،فرهنگ،محیط و سن برکیفیت زندگی اش تاثیر دارد.مفهوم درک شده ازکیفیت زندگی حاصل اثرمتقابل بین شخص ومحیط خواهد بود .

 مدل فرل و هاسی

فرل و هاسی ، مدلی را ارائه نمودند که بر اساس آن، کیفیت زندگی متاثر از رفاه جسمی، رفاه روانی، رفاه روحی و رفاه اجتماعی قلمداد می شود.

منبع

عباسی،سعید(1395)، اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر کیفیت زندگی مادران دارای فرزند سندرم داون،پایان نامه کارشناسی ارشد،روانشناسی وآموزش کودکان استثنایی،دانشگاه علوم بهزیستی وتوانبخشی

از فروشگاه بوبوک دیدن نمایید

اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0