رهیافت های سه گانه اعتماد    

 در بررسی ادبیات جامعه‌شناختی اعتماد به سه رهیافت فکری جامع برخورد می‌‌کنیم :

 روانشناسی اجتماعی : در این حوزه اعتماد به‌عنوان ویژگی فردی مطرح می‌شود و بر احساسات، عواطف و ارزش‌های فردی تاکید می‌شود و در بررسی اعتماد، تئوری شخصیت و متغیر‌های فردی مورد توجه قرار میگیرد.اعتماد یک نگرش مثبت به فرد یا امر خارجی در نظر گرفته می شود و در مناسبات بین فرد و جامعه اعتماد در سطح افراد نسبت به افراد دیگر یا پدیده های بیرون سنجیده می شود.در این دیدگاه چون اعتماد فرایندی است که در جریان جامعه پذیری اموخته می شود لذا به دو بعد فردی و اجتماعی که یک طرف اعتماد شونده و در طرف دیگر اعتماد کننده وجود دارد توجه می گردد.

جامعه شناسی: این رهیافت اعتماد را بعنوان ویژگی روابط اجتماعی یا ویژگی نظام اجتماعی مفهوم‌سازی می‌کند. اعتماد در این دیدگاه بیشتر به‌عنوان یک ویژگی جمعی مورد توجه قرار می‌گیرد. در این شیوه برای مثال سیستم‌ها یا نظام‌های با درجه اعتماد بالا یا پایین ارزیابی می‌‌شوند.

رهیافت ترکیبی : رهیافت سوم در مقابل دو رهیافت دیگر، بر توانایی بالقوه اعتماد اجتماعی در پر کردن شکاف میان سطوح خرد و کلان در نظریه اجتماعی تاکید می‌کند.این نوع برداشت از اعتماد این توانایی را به ما می‌دهد، که نشان دهیم چگونه اعتماد در سطح فردی با اعتماد در سطح کلان که انتزاعی‌تر است رابطه برقرار می‌کند. مثلا یک تماس مثبت با یک پزشک محلی ممکن است اطمینان ما را نسبت به نظام گسترده‌تر پزشکی افزایش دهد و برعکس .

علت اهمیت اعتماد در جوامع معاصر       

 به نظر پیوتر زتومکا، نویسنده و پژوهشگر نام‌آور لهستانی، جوامع معاصر دارای ویژگی‌هایی هستند که باعث برجستگی مساله اعتماد شده‌اند :

 ما داریم از جوامع مبتنی‌بر سرنوشت به طرف جوامعی حرکت می‌کنیم که تحولشان به‌وسیله عامل انسانی است.

دنیای ما به‌شدت دارای وابستگی متقابل شده است. به همان اندازه که وابستگی‌مان به تعاون و همکاری دیگران رشد یافته، به همان میزان اعتماد به اطمینان آن‌ها اهمیت پیدا کرده است گسترش نظام تمایز و ازدیاد نقش‌های پیوسته باعث افزایش ناپایداری در نقش‌ها و ابهام در انتظارات نقش گردیده، امکان بیشتری برای بحث اعتماد به‌عنوان صورتی از روابط اجتماعی میسر گردیده است. زندگی اجتماعی (جدید) تهدیدهای گسترده و جدیدی دارد و آنچه را که خود ساخته است در معرض خطر قرار می‌دهد. برای رویارویی با افزایش آسیب‌پذیری در جامعه مخاطره‌ای به انباشت و ذخیره اعتماد گسترده‌ای نیاز است .

افزایش انتخاب‌های موجود در جهان، پیش‌بینی‌پذیری تصمیمات مردم را کاهش داده است. برای اینکه کنش‌ها و تصمیماتمان امکان بیشتری را برای تنظیم شدن با گزینه‌ها و انتخاب‌های دیگران داشته باشند، اعتماد اهمیت فزاینده‌ای خواهد داشت .  بخش‌های بزرگی از دنیای اجتماعی معاصر برای اعضایش غیرشفاف و مبهم است. پیچیدگی نهادها، سازمان‌ها و نظام‌های فن‌شناختی و افزایش جهانی حوزه عملیاتی‌شان آن‌ها را به‌شدت برای مردم و حتی کارشناسان، غیرقابل شناخت ساخته است به طوری که اغلب بیش از هر زمان دیگر مجبور به عمل در تاریکی هستیم. اعتماد راهبردی ضروری برای رویارویی با ابهام و تیرگی محیط اجتماعی‌مان است. بدون اعتماد قادر به انجام هیچ عملی نیستیم   ویژگی جامعه معاصر در رشد و ناشناختگی کسانی است که بهزیستی ما وابسته به کنش‌ها و عمل آن‌هاست. در موارد بی‌شماری به کارایی، مسئولیت و نیت خیر دیگران که ناشناخته هستند اعتماد می‌کنیم. هیچ ابزاری نمی‌تواند این حفره و شکاف گمنامی را از میان بردارد، مگر اینکه به اعتماد متوسل شویم .   برای کنار آمدن با حضور فراگیر غریبه‌ها، که از ویژگی‌های دنیای معاصر است، اعتماد یک منبع ضروری می‌باشد.

منبع

نامداری قلعه،بنفشه(1391)، عوامل موثر بر اعتماد اجتماعی، پایان نامه کارشناسی ارشد،روانشناسی عمومی،دانشگاه پیام نور نجف آباد

از فروشگاه بوبوک دیدن نمایید

اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0