چارچوب نظری تحقیق زنجیره تامین چابکی

مطالعات متعددی در خصوص زنجیره تامین چابک و استراتژیهای پیاده سازی آن صورت گرفته است.با وجود تحقیقات و بررسی هایی که در این حوزه صورت گرفته است، تحقیقات کمی وجود دارند که رابطه بین چابکی سازمانی، استراتژیهای سازمانی و اجرای آن را توضیح میدهد.مدل این تحقیق برگرفته از مدل سوافورد و همکارانش و مدل لین در سال 2006 و مدل فیصل در سال 2007 می باشد که با ترکیب این سه، مدلی طراحی گردیده تا بتوان از طریق آن از یک طرف معیارهای موثر در زنجیره تامین چابک اولویت بندی گردند و از طرفی به ارزیابی و اولویت بندی استراتژیهای پیاده سازی زنجیره تامین چابک پرداخت.در این تحقیق زنجیره تامین چابک به عنوان وسیله ای برای سنجش توانایی زنجیره تامین، در تطبیق کارآمد با محیط رقابتی که به سرعت در حال تغییر بوده در جهت تامین خدمت یا محصول تعریف شده است. در مدل سوافورد و همکارانش زنجیره تامین چابک به وسیله پنج شاخص انعطاف پذیری پیشنهاد گردیده است:

انعطاف پذیری توسعه محصول، انعطاف پذیری ساخت و تولید، انعطاف پذیری تدارکات، انعطاف پذیری لجستیک، انعطاف پذیری فناوری اطلاعات

انعطاف پذیری توسعه محصول : در این مدل انعطاف پذیری توسعه محصول به عنوان توانایی در توسعه محصولات متنوع و ارتقاء محصول به طریقی اثربخش از لحاظ هزینه و به موقع در جهت پاسخگویی به نیازهای مشتری یا بازار یا بهره برداری از فرصتهای بازار به گونه ای موثر تعریف شده است.با افزایش انعطاف پذیری توسعه محصول، سازمان می تواند به گونه ای بهتر و موثرتر به معرفی محصول مورد نیاز جهت برآوردن نیازهای متغیر مشتری بپردازد.انعطاف پذیری توسعه محصول توسط سه شاخص توانایی کاهش زمان چرخه توسعه محصول، توانایی طراحی محصولات متعدد ودرصد دارایی ها با امکان استفاده مجدد سنجیده می شود.

درصد دارایی ها با امکان استفاده مجدد بر اساس تعریف گریفن در سال 1993، به عنوان میزان تغییر در یک پروژه عنوان گردید.یک مثال دارایی با امکان استفاده مجدد را می توان در صنعت لاستیک متصور شد.اگر یک لاستیک در مقیاس کوچک توسعه یابد و دانش آن قابل انتقال به پروژه طراحی یک لاستیک در مقیاس بزرگ باشد، آن گاه دارایی با امکان استفاده مجدد وجود دارد.توانایی در کاهش زمان چرخه توسعه محصول از طریق توانایی اجرای همزمان فعالیتهای طراحی و هر توانایی در جهت برون سپاری مراحل طراحی نشات می گیرد.

انعطاف پذیری تدارکات : ادغام انعطاف پذیری و مدیریت زنجیره تامین، توانایی سازمان را در جهت ارائه محصولات و خدمات به طور موثر و به موقع بالا برده و در نهایت نتیجه آن چابکی سازمانی است. انعطاف پذیری تدارکات ، توانایی تغییر تصمیمات تدارکات در جهت بهینه سازی اثرات تغییر مورد نیاز را اندازه گیری می کند.هم چنین به پاسخگویی سریع در شرایط نا مطمئن کمک کرده و آن را تسهیل می بخشد.بنابراین انعطاف پذیری تدارکات تاثیر مثبتی بر انعطاف پذیری ساخت خواهد داشت.

تدارکات و منبع یابی ارتباط بین تامین کننده و تولید را تامین می کند و مسئولیت خرید و تحویل مواد با کیفیت در جهت تامین مواد مورد نیاز را داراست.توانایی تدارکات در برآورده ساختن نیازها به توانایی داخلی و توانایی تامین کننده بستگی داشته و تعیین می گردد.سوافورد انعطاف پذیری تدارکات را در دسترس بودن طیف وسیعی از گزینه ها و توانایی فرایند خرید در بهره برداری به موقع و به طریق اثربخش در هزینه نسبت به تغییرات ونیازمندیهای مواد اولیه می داند که نتیجه آن بهبود پاسخگویی و افزایش رضایت مشتری است.مدیریت ارتباط موثر با تامین کننده، یک عامل تعیین کننده اصلی در انعطاف پذیری تدارکات است.ارزیابی انعطاف پذیری تدارکات در زنجیره تامین از طریق ارزیابی سه شاخص تعداد تامین کنندگان توانا برای هر ماده و در هر دوره، نفوذ پذیری بر عملکرد تامین کننده و سرعت آغاز همکاری با یک تامین کننده جدید صورت می پذیرد.

انعطاف پذیری ساخت و تولید : انعطاف پذیری ساخت که بسیار مورد توجه قرار گرفته است، سیستم ساخت و تولید را برای پاسخگویی به تغییر تقاضا، طراحی محصول، فرایند تکنولوژی، تامین مواد و غیره توانا می سازد.سوافورد در مطالعات خود،انعطاف پذیری ساخت و تولید را، دامنه انتخابات متفاوت در دسترس و توانایی فرایند ساخت و تولید جهت اجرای موثر آنها که منجر به تولید محصولات با کیفیت در پاسخگویی به تغییرات ویژگی های محصول، تامین مواد و تقاضا و یا افزایش به کارگیری فرایندهای دارای تکنولوژی تعریف می کند.انعطاف پذیری ساخت و تولید از طریق سه شاخص توانایی تغییر ترکیب محصول، سرعت در تولید محصولات جدید و تعداد روشهای موجود در جهت افزایش ظرفیت ارزیابی می گردد.

توانایی تغییر ترکیب محصول در جهت اندازه گیری انعطاف پذیری محصول مورد استفاده قرار میگیرد.سوافورد انعطاف پذیری محصول را به عنوان ” توانایی تغییر ترکیب محصول و تولید یک محصول جدید ” تعریف می کنند.اسلاک انعطاف پذیری ترکیب محصول را توانایی ساخت ترکیبی خاص از محصولات در یک بازه زمانی مشخص عنوان می کند.یک سازمان با ظرفیت عملیاتی بالاتر، در مقایسه با سازمانی با یک ظرفیت عملیاتی، انعطاف پذیری بیشتری دارد زیرا می تواند نوسان تقاضا را در محدوده بزرگتری تطبیق نماید.تعداد روشهای موجود در جهت افزایش ظرفیت بر دامنه تغییرات اثر گذاشته وموجب تقویت انعطاف پذیری می گردد.ستی نیز در مورد روشهای مختلفی از قبیل ساخت واحد تولیدی کوچکتر، داشتن سیستم تولید منعطف مدولار و ماشین آلات چند منظوره در جهت افزایش توسعه انعطاف پذیری بحث نموده است.

انعطاف پذیری لجستیک : از نظر سوافورد، انعطاف پذیری لجستیک، دسترسی به دامنه ای از انتخابات و توانایی جهت اجرای موثر آنها جهت انطباق فرایند کنترل جریان و ذخیره مواد، کالای نهایی، خدمات و اطلاعات مرتبط از مبدا تا مقصد در پاسخ به شرایط محیط بازار در حال تغییر است.اگر سازمانی انعطاف پذیری لجستیک بالایی داشته باشد، از طریق توجه به تحویل کالا می تواند در سطح بهتری در برابر نیازهای مشتری پاسخگو باشد.

انعطاف پذیری لجستیک از سه شاخص توانایی در اضافه یا حذف نمودن کانال های تحویل، توانایی تغییر ظرفیت کلی شبکه لجستیک و تعداد انبارهای موجود برای ذخیره ارزیابی می گردد.توانایی در اضافه یا حذف نمودن کانال های تحویل، شرایط لازم برای تغییر مسیر کلی تحویل را جهت پاسخگویی به الزامات مشتری مهیا می کند.توانایی تغییر ظرفیت کلی شبکه، قابلیتهای لازم جهت تغییر ظرفیت کلی شبکه لجستیک که شامل مواد داخل انبار و حمل و نقل است، را ارائه می نماید.

انعطاف پذیری فناوری اطلاعات : در مورد موضوع خاص مدیریت زنجیره تامین جهانی، سه نوع جریان از طریق زنجیره تامین را ذکر شده است:

مواد، سرمایه و دارایی ، اطلاعات

مقاله های متعددی پیرامون استفاده از فناوری اطلاعات در یک سازمان نوشته شده است.کاتایاما و بنت، سه فعالیت مختلف مرتبط به فناوری اطلاعات  در یک واحد تولیدی را معرفی می کنند که عبارتند از :

استفاده از CAD/CAE ، یکپارچه سازی سیستم های اطلاعاتی در ساخت و تولید و یکپارچه سازی  سیستمهای اطلاعاتی در سراسر واحد تجاری

سوافورد در مقاله خود در این مورد انعطاف پذیری فناوری اطلاعات را توانایی سیستم فناوری اطلاعات جامع یک سازمان جهت انطباق پیدا کردن و حمایت از نیازمندیهای متغیر کسب وکار نسبت به ابعاد انعطاف پذیر شامل توسعه محصول، ترارکات، ساخت وتولید و لجستیک به خوبی سایر اهداف استراتژیک، بیان می کند.انعطاف پذیری فناوری اطلاعات شامل سه شاخص ارزیابی تحت عنوان، درصد زنجیره تامین که مستقیما توسط IT حمایت می شود، توانایی  ITجهت انطباق در حمایت از کانال های توزیع و تعداد روشهای موجود در سیستمهای IT جهت تجزیه و تحلیل محیط رقابتی و کشف تغییرات است.

از آنجا که IT بر عملکرد جهانی تاثیر می گذارد، درصد بالاتر زنجیره تامین که مستقیما توسط IT حمایت می شود،تاثیر بالاتری بر عملکرد سازمان خواهد داشت.در مورد شاخص تعداد روشهای موجود در سیستمهای   ITجهت تجزیه و تحلیل محیط رقابتی، تعداد روشهای بیشتر سبب می شود سازمان اطلاعات بیشتری برای تصمیم گیری های استراتژیک جهانی در مورد رقبای خود داشته باشد.

استراتژیهای پیاده سازی زنجیره تامین چابک در این مدل نیز از مدل لین در سال 2006 و فیصل در سال 2007 برگرفته شده است. این استراتژیها در مدل لین و فیصل با عنوان توانمندسازهای زنجیره تامین چابک  ذکر شده اند که هر کدام در زیر توضیح داده شده اند:

  • یکپارچه سازی در فرایند :

یکپارچه سازی در فرایند شامل برنامه ریزی مشارکتی، دسترسی به اطلاعات و دانش از طریق اینترنت بوده و الزامی است که اطلاعات برای همگان در هر زمانی به روز شود، داده های مرتبط با فروش لحظه ای، پاسخگویی کارا به مشتری، قابلیتهای داده کاوی، اعتقادات و اهداف مشترک، میزان هماهنگی بالا، تاکید بر برون سپاری، تبادلات بدون استفاده از کاغذ، نسل جدید نرم افزارهای تحت شبکه از عوامل مهم و موثر در یکپارچه سازی در فرایند هستند.

به عنوان مبنای زنجیره تامین، یکپارچگی فرایند به معنای آن است که زنجیره تامین اتحادی از اعضای بهم مرتبط در یک شبکه است.

  • یکپارچه سازی شبکه :

یکپارچه سازی شبکه شامل تعهد مدیریت ارشد به اقدامات چابک، تصمیم گیری غیر متمرکز، تاکید بر شایستگی های اصلی، اهداف و معیارهای مبتنی بر اعتماد، روابط مبتنی بر اعتماد است.

یکپارچه سازی شبکه شامل تعهد مدیریت ارشد به اقدامات چابک، تصمیم گیری غیر متمرکز، تاکید برشایستگی های اصلی، اهداف و معیارهای مبتنی بر اعتمادو روابط مبتنی بر اعتماد می باشد.

  • مدیریت روابط مشارکتی :

این استراتژی زنجیره تامین جهت جذب خریداران و تامین کنندگان برای کار به صورت مشارکتی، توسعه محصول به طور مشارکتی و تسهیم اطلاعات است.

  • یکپارچه سازی اطلاعات :

به عنوان زیر ساختی از زنجیره تامین، شامل توانایی جهت استفاده تکنولوژی اطلاعاتی در تسهیم داده ها بین خریداران و تامین کنندگان است.بنابراین به طور موثر یک زنجیره تامین مجازی ایجاد می کند

  • ارتقاء مشتری و بازار :

به عنوان استراتژی زنجیره تامین، ارتقاء  مشتری و بازار شامل توانایی جهت شناسایی و پاسخگویی سریع به نیازمندیهای واقعی مشتری می باشد.هم چنین جهت ماهر شدن در تغییر و عدم اطمینان است. معرفی سریع محصول جدید، پاسخگویی به تقاضای واقعی، تقاضا برای محصولات سفارشی، حفظ و افزایش سطح روابط مشتری، معیارهای مشتری محوری، بهبود کیفیت، کاهش هزینه ها، افزایش فراوانی، بهبود محصول از عوامل موثر در ارتقا بازار و مشتری هستند.

منبع

 اکبری، الهام (1393)، اولویت بندی استراتژی های پیاده سازی زنجیره تامین چابک، پايان نامه كارشناسي ارشد، مدیریت صنعتی، دانشگاه آزاد اسلامي

از فروشگاه بوبوک دیدن نمایید

اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0