وظایف مدیران در اخلاقی کردن سازمان

پنینو  اعتقاد دارد که اخلاق حرفه ای  رشته ای از دانش اخلاق است که ضمن مطالعۀ ارتباط شغل ها، به بیان مسئولیت های اخلاقی سازمان، تشخیص و حل مسائل اخلاقی در حرفه های گوناگون می پردازد. او وظایف مدیران را در اخلاقی کردن سازمان این گونه بر می شمارد:

  • ارزشیابی عملکردهای اخلاقی کارکنان؛
  • اخلاقی کردن هدف های سازمان؛
  • اشاعه ارزش ها و مسائل اخلاقی در سازمان؛
  • اخلاق ورزی در زندگی شخصی؛
  • اهمیت دادن به اخلاق حرفه ای در شغل؛
  • برخورد عقلانی و روشمند در مواجهه با مشکلات اخلاقی پیش آمده در سازمان و اقدام برای برطرف کردن آنها؛
  • عنایت خاص به آموزش اخلاق حرفه ای
  • تهیه و تدوین منشور اخلاقی مربوط به سازمان با مشارکت همه اعضای سازمان؛

هم چنین او عوامل تأثیر گذار بر اخلاق حرفه ای را به سه جنبه تقسیم میکند؛

1.جنبۀ فردی: یعنی ویژگی ها و خصوصیات فردی، ارزش های مذهبی، ملاک های شخصی، عوامل خانوادگی، باورها و اعتقادات و شخصیت از جمله عوامل تأثیر گذار بر اخلاق حرفه ای از جنبۀ فردی هستند. مسلماً فردی که فاقد صلاحیت های اخلاقی شایسته از لحاظ فردی باشد، از معیارهای اخلاق حرفه ای متناسبی نیز برخوردار نخواهد بود.

2.جنبه سازمانی: عواملی مثل رهبری، مدیریت، ارتباط با همکاران، ارتباط با زیردستان و فرادستان، نظام تشویق و تنبیه، انتظارات همکاران، قوانین و مقررات و رویه ها، جو و فرهنگ سازمانی در این حیطه قرار می گیرند. بدیهی است که نامطلوب بودن عوامل مزبور، عامل تهدید کنندۀ اخلاق حرفه ای خواهد بود و بالعکس.

3.جنبه محیطی : عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی و همچنین دیگر سازمان ها و عوامل رقابتی بین آنها ، از جمله عوامل تأثیر گذار بر اخلاق حرفه ای است.

افزون بر اين، كمبود امكانات و ابزار كار‌، نامناسب بودن ابزار‌، فضاي نامناسب كاري‌، حجم كاري مازاد بر توان كارمند‌، محيط شلوغ اداره و رخنه‌هاي قانوني بر معضلات اخلاقي دامن مي‌زنند‌؛ بي‌ثباتي اقتصادي‌‌، بي‌ثباتي سياسي‌، دردهاي مزمن فرهنگي ـ تاريخي‌ مانند استبدادزدگي كه به شدت با فرهنگ مشاركتي و كار تيمي ناسازگار است، آموزش‌هاي نادرست اجتماعي‌ مانند مسئوليت‌گريزي و تنبلي در كار را نوعي زرنگي تلقي كردن‌، وضعيت نابرابر رقابت جهاني كه تهديدكنندة اخلاق كسب‌وكار است. و ديگر عوامل اين چنيني، بي‌گمان در وضعيت اخلاقي سازمان تأثير‌گذار است‌

اخلاق در تدریس

اما در مجامع علمی دامنه بحث بسترهای اخلاقی تدریس در سال های دهه 90 به طور جدی مطرح و صاحب نظران زیادی در این حوزه ورود پیدا کرده اند. به عنوان مثال کلارک بیان داشته است که تدریس بیش از آنکه تلاشی شیوه مند و فنی باشد یک مهارت و تکنیک اخلاقی است. او اضافه می کند که موضوعات اخلاقی در تدریس همیشه مطرح بوده و از ارزش ذاتی برخوردارند. از نظر کلارک تدریسی که متضمن مسئولیت اخلاقی است، کاری مشکل، پیچیده و گاهی اوقات نیز پرزحمت است که کسی هم قدر آن را نمی داند. در واقع تدریس اساساً یک بنگاه اخلاقی است که در آن بزرگسالان از بچه ها می خواهند در جهتی تغییر نمایند که توسط آنها انتخاب شده است.

از نظر کامپبل  قلمرو اخلاق در تدریس به عنوان یک حرفه اخلاقی، در زمره ابعاد مثبت و غیرقابل انکار آن حرفه می باشد. این بعد به دلیل اهمیت بالایش و به دلیل آنکه با دنیای تعلیم و تربیت پیوند ناگسستنی دارد، علاقه و ذهن اندیشمندان، محققان و کارشناسان این حوزه را به خود معطوف نموده است.لذا اغلب در تبیین علل سوگیری های هنجاری استادان دانشگاه، مفروضاتی وجود دارد. بر پایه چنین برآوردهایی در فرآیندهای دانشگاهی صفات و ویژگی هایی چون آزادگی،خود جهت یابی، خود تنظیمی، عزت نفس، نوع دوستی و … را به دانشگاهیان و اهل علم نسبت می دهند.

وان منن از زاویه دیگری به این قضیه نگریسته است. او بیان کرده است که طرف حساس زندگی در تدریس اغلب به طور نامعقولی مورد غفلت واقع می گردد. از دیدگاه وی اسانس و خمیرمایه آموزش و پرورش بیشتر یک فعالیت هنجاری است که به طور پیوسته از مربی انتظار دارد به شیوه ای صحیح، خوب و یا مناسب عمل کند تا یک بنگاه تکنیکی و یا تولیدی اواز واژه هنجاری برای نشان دادن این مطلب استفاده می کند که تدریس همانند نقش والدین همیشه با سؤالاتی درباره ارزش، ترجیح و اخلاقیات سروکار دارد و بر این باور است که معلمان باید از مجموعه ای از استانداردهایی برخوردار باشند که راهنمای آنان در نیل به خوبی است. او بیان می کند که صفات و ویژگی هایی وجود دارد که اساساً برای یک معلم مهم و برای یک شیوه تربیتی خوب، ضروری اند.

این صفات شامل درک درست از حرفه معلمی، عشق و محبت به بچه ها، و درک عمیق از مسئولیت، حساسیت اخلاقی، روشنفکری خودانتقادانه، بلوغ اندیشمندانه، حساسیت مدبرانه نسبت به ذهنیت بچه ها، هوش تفسیری، درک پداگوژیک از نیازهای کودکان، پایداری آشکار در برخورد با جوانان، اشتیاق زیاد به یادگیری رموز جهان، شیوه اخلاقی برای طلب چیزی، فهم مشخصی از جهان، امیدواری در هنگام مواجهه با بحران های موجود و نهایتاً شوخ طبعی و نشاط می باشد. در همین راستا، بانر و کانن اعتقاد دارند که تدریس یک هنر است. آنها ویژگی های معلمان موفق و این نکته را که چنین ویژگی هایی سبب ارتقای سطح یادگیری و فهم می شود را تحلیل کرده اند.از نظر آنان از ویژگی های یک تدریس بسیار موفق یادگیری، اقتدار، اخلاق، نظم، خلاقیت، محبت، صبر، روحیه و نشاط می باشد که بخش زیادی از آن دارای ماهیتی اخلاقی است.

در بحث راجع به اینکه چگونه می توان تدریس را از نظر شیوه عمل قابل تجسم ساخت. فالونا نیز بر پایه ویژگی های اخلاقی ارسطویی تدریس، چارچوبی را تدوین نمود که هر کدام از این ویژگی ها را در حوزه اعمال و اقدامات معلمان زمینه یابی کرد. او نتیجه گرفت که شجاعت، صمیمیت، صداقت، شوخ طبعی، محبت، پذیرش و انبساط روحی، بزرگی، سخاوت، کنترل و عدالت از صفات اخلاقی هستند که می توان در تدریس به کار گرفته شوند. کیلبورن به نقل از دیویی بیان می کند که اصول اخلاق حرفه ای راهنماهایی برای قضاوت درباره دوره هایی از علم و اقدام هستند تا قواعدی که از سر اجبار باید تبعیت شوند.  مطالعه گرووز و همکارانش نیز نشان داد که وجود استانداردهای اخلاقی مختصر، روشن و زمینه یابی شده که بر جزئیات تدریس تمرکز می کند برای گروهی از معلمان مجرب درس علوم بسیار مفید بوده است. به علاوه استانداردهایی از ثبات، تعلق خاطر و جدیت در کمک به معلمان برای توصیف و تحلیل تدریس اثربخش علوم و به کارگیری آموخته هایشان در موقعیت های تدریس، ارزشمند گزارش شده است.

به هر حال در جامعه ای که به طور پیوسته در حال تغییر و توسعه است و بر تولید دانش و نشر و تسهیم اطلاعات به طور روزافزونی تأکید می شود، استادان و معلمان خوب دارای نقش بسیار مهمی هستند. آنها به عنوان افرادی که در حوزه خدمات عمومی به کار اشتغال دارند، نقش ویژه ای در اعتماد و شکل گیری آن دارند و در ایفای نقش های مربوط خود نیروهایی تجربه می کنند که تأثیر قابل توجهی بر زندگی کودکان، نوجوانان و جوانان دارند. بر همین اساس جامعه انتظار دارند که در نظام آموزشی چنین نیروهایی به طور مناسب و معقولی مورد استفاده قرار گیرد. از این رو آنچه اساتید و معلمان می دانند و انجام می دهند اثر عمیقی بر ماهیت و کیفیت یادگیری فراگیران دارد.

مصادیق نقض این اصلتوصیف موارد شمولنام اصل
تدریس دروسی که مدرس در آن حوزه دانش کافی و تخصص ندارد؛ تفسیر نادرست شواهد پژوهشی برای تبیین مواضع تئوری استاد؛

تدریس فقط بخشی از مطالب و موضوعات درسی که مورد علاقه مدرس است.

دانش موضوعی یک استاد دانشگاه در سطح بالایی قرار دارد و تضمین می کند که محتوای واحد درسی جدید، معتبر، جامع و متناسب با جایگاه واحد درسی در درون رشته مورد مطالعه دانشجو می باشد. 

.شایستگی تخصصی (اشراف بر محتوای دروس)

استفاده از روش تدریس یا روش ارزشیابی ناهماهنگ بر اهداف آموزشی؛ ناتوانی در فراهم کردن فرصت کافی برای دانشجو که مهارت های ضروری در اهداف آموزشی که در آزمون پایانی نیز طرح خواهد شد را تمرین کنند و یا یاد بگیرند.استادی که از نظر پداگوژیکی دارای شایستگی است دانشجویان را با اهداف درسی آشنا می سازد، از راهبردهای آموزشی متنوع آگاه است و بر پایه نتایج پژوهش ها از آن دسته ار روش های آموزشی استفاده می کند که در کمک به دانشجویان در نیل به اهداف آموزشی اثر بخش هستند. 

 

.شایستگی پداگوژیکی (تربیتی)

عدم طرح دلایل و ضرورت تبیین این موضوعات و زمینه ها در کلاس؛ بی توجهی به زمینه های متفاوت اجتماعی، فرهنگی و مذهبی دانشجویان هنگام طرح چنین موضوعاتی؛

ندادن فرصت برای طرح سایر مواضع و تفاسیر از موضوع؛ بیان مباحث به اشکال توهین آمیز در کلاس.

 

 

موضوعاتی که احتمالاً برای دانشجویان حساس است یا دانشجویان با چنین موضوعاتی راحت نیستند، توسط استاد به شکلی باز، صادقانه و مثبت مطرح خواهد شد.

 

 

 

نحوه برخورد با موضوعات حساس

عدم آمادگی مدرس هنگام حضور در کلاس؛

ناتوانی در طراحی اثر بخش آموزشی؛

واداشتن دانشجویان به پذیرش ارزش و یا نقطه نظرات خاصی؛ناتوانی در ارائه تفاسیر تئوریکی جایگزین؛اعمال تبعیض جنسیتی یا نژادی؛

نسبت دادن عبارات موهن به دانشجویان؛

انتفاع کلی و انحصاری استاد از حق مالکیت معنوی آثاری که توسط و یا با همکاری دانشجویان طراحی و اجرا گردیده است؛

قصور استاد در ابلاغ دیون علمی و فکری خود به دانشجویان؛ تعیین تکالیفی که به اهداف آموزشی درس مرتبط نیست.

 

 

 

مسئولیت اصلی مدرس مشارکت در توسعه فکری و عقلی دانشجو حتی المقدور در حوزه تخصصی استاد و اجتناب از انجام رفتارهای نامناسب و تبعیض آمیز است که باعث کاهش رشد دانشجو می گردد.

 

 

 

 

.رشد و توسعه دانشجویان

پذیرش نقش آموزش و یا ارزیابی تحصیلی یکی از اعضای خانواده استاد، یک دوست نزدیک و یا افرادی که مشتری، مراجع و یا همکار تجاری استاد می باشند؛روابط اجتماعی گسترده بیرون از کلاس با دانشجو خواه به صورت فردی خواه به صورت تیمی، قرض دادن به دانشجو یا قرض گرفتن از او؛دادن هدیه به دانشجو و یا پذیرش هدیه از طرف او.برای اجتناب از تضاد منافع، یک استاد وارد نقش روابط دوگانه با دانشجویان نمی گردد که احتمالاً مانع رشد دانشجو می گردد یا به تمایلات واقعی و فرضی از جانب استاد منجر می گردد. این اصل به معنای آن است که مسئولیت استاد برای حفظ روابط با دانشجویان بر اهداف پداگوژیکی و شرایط آکادمیک متمرکز است. 

 

 

.روابط دو گانه با دانشجویان

ارائه سوابق علمی دانشجو به یک کارفرما، محقق یا کاوشگر خصوصی بالقوه؛بحث و گفتگو در خصوص نمرات و یا مسائل علمی یک دانشجو با یک هیئت علمی دیگر؛استفاده آموزشی و یا پژوهشی نمودن استاد از تجارب دانشجو که به صورت خصوصی در اختیار استاد قرار گرفته است.با نمرات دانشجویان، سوابق حضور واطلاعات خصوصی آنان به عنوان ابعادی محرمانه و شخصی رفتار می گردد و فقط در صورت اجازه دانشجو یا برای مقاصد آکادمیک قانونی و یا اگر در صورت وجود زمینه های قابل قبولی مبنی بر اینکه نشر چنین اطلاعاتی به نفع دانشجو خواهد بود و یا مانع صدمه رساندن به دیگران خواهد.6.حفظ اسرار داشنجو و محرمانه نگهداشتن آنها
بیان نسبت های ناصواب درکلاس درس در خصوص صلاحیت استاد دیگر (غیبت سایر اساتید در کلاس درس)؛

زیر سؤال بردن عملکرد اساتید در دروس قبلی؛

رد درخواست دانشجویان برای اخذ واحد درسی با استادان سایر گروه های آموزشی صرفاً به دلیل اغراض شخصی.

یک استاد دانشگاه احترام همکارانش رعایت و با آنان در جهت تقویت رشد دانشجویان به طور تیمی تلاش می کند. 

 

 

رعایت حرمت و احترام همکاران

ارزیابی دانشجویان در مهارت هایی که جزء اهداف اعلام شده واحد درسی نبوده است؛

ارزیابی دانشجویان در مهارت هایی که برای فراگیران آن فرصت کافی داده نشده است؛

استفاده استاد از روش ارزیابی و نمره گذاری متفاوت در مورد دانشجویان دو کلاس که واحد درسی آنها یکسان است.

نظر به اهمیت ارزشیابی عملکرد دانشجو در آموزش های دانشگاهی و در حیات فردی و شغلی دانشجویان، اساتید نسبت به انجام اقدامات لازم برای تضمین آنکه ارزشیابی از دانشجویان معتبر، آگاهانه، منصفانه و هماهنگ با اهداف آموزشی است، مسئولیت دارند. 

 

. انجام ارزیابی صحیح از دانشجویان

اشتغال به فعالیت های خارج از مؤسسه که با مسئولیت های آموزشی استاد در تقابل است؛

ناآگاهی و یا غفلت از قوانین و مقررات موضوعه دانشگاه مربوط به محتوای رشته یا واحد، برنامه ریزی امتحانات و یا رفتارهای غیرآکادمیک

 

در راستای رشد و توسعه دانشجو، یک استاد دانشگاه از اهداف، سیاست ها و استانداردهای آموزشی مؤسسه ای که در آن به تدریس اشتغال دارد، آگاهی دارد و آنها را مراعات می کند. 

احترام نهادن به مؤسسه و سازمان محل کار

جدول: توصیف اصول اخلاق حرفه ای و مصادیق نقض آن

منبع

مودب نیا، مطهره(1392)، تحلیل فرهنگ سازمانی ورابطه آن با اخلاق حرفه ای، پایان نامه کارشناسی ارشد ، علوم تربیتی تحقیقات آموزشی،دانشگاه سیستان بلوچستان

از فروشگاه بوبوک دیدن نمایید

اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0