عوامل مؤثر بر مديريت پيشرفت شغلى

وظايف مديريت منابع انسانى تحت تأثير عوامل محيطى برون سازمانى و عوامل درون سازمانى مى باشد. مهم ترين عواملى كه بر مديريت پيشرفت شغلى تأثير مى گذارد عبارت است از: شرايط محيطى، فلسفه مديريت سازمان و تجزيه و تحليل مشاغل سازمان. حال به شرح هر كدام از عوامل مذكور پرداخته مى شود .

  • شرايط محيطى

محيطى كه سازمان در آن قرار گرفته است نقش مهمى در طراحى مسير شغلى كاركنان به عهده دارد. در محيطهاى ساده و ثابت امكان پيش بينى در حد بالا وجود دارد و طراحى مسير شغلى و انجام اقدامات لازم براى پيشرفت در مسير شغلى آسان خواهد بود و مى توان اين مهم را براى زمانى بلند مدت انجام داد. اما در محيط پيچيده و دائم در حال تغيير و تحول و آكنده از نامعلومى ها، قابليت پيش بينى بسيار پايين است؛ از اين رو، طراحى مسير شغلى و برنامه ريزى براى پيشرفت در سازمان براى آينده اى دور، كارى دشوار است .

برنز و استاكر در مطالعات خويش خاطر نشان كردند سازمانى كه در محيط با ثبات قرار گرفته است، تركيب و نيازمندى هاى متفاوتى از سازمانى دارد كه در محيط پويا فعاليت مى كند. بنا به توصيه ايشان، سازمان در محيط پويا بايد داراى ساختارى شناور و كاملاً انعطاف پذير باشد تا بتواند خود را با اوضاع متغير در محيط وفق دهد؛ به همين منظور در چنين سازمانى، مشاغل نيز بايد در حال تغيير و تحول باشد كه اين، نياز به بازنگرى و تغيير در نوع و ماهيت مشاغل و مسيرهاى ترقى شغلى را بيشتر خواهد كرد. لذا در شرايط محيطى پيچيده و پويا، برنامه هاى مسير ترقى شغلى از اهميت بيشتر برخوردار است و انجام آن تخصص و دقت بيشترى را مى طلبد .

  • فلسفه مديريت

بعضى از سازمان ها واقعاً باور دارند كه مهم ترين و با ارزش ترين سرمايه آنها منابع انسانى است، لذا در همه ابعاد مادى و معنوى به آن، توجه خاص دارند و در واقع فلسفه مديريت اين سازمان ها بر ارج نهادن و توجه به انسان هاى سازمان استوار است. در چنين سازمان هايى است كه امر پرورش مسير ترقى شغلى جايگاه صحيح خود را پيدا مى كند. مطالعات پيترز و واترمن در مورد سازمان هاى موفق نشان داد كه آنها داراى چنين فلسفه اى از مديريت مى باشند.

از ويژگى هاى بارز سازمان هاى موفق، توجه آنها به آموزش و توسعه منابع انسانى است، آنها سعى مى كنند كه از اين طريق كاركنان خود را براى تصدى پست هاى خالى سازمان آماده كنند، با اين اقدام هم منافع سازمان را دنبال مى كنند و هم موجبات رضايت شغلى كاركنان خودرافراهم مى سازند و كاركنان از عضويت و كار در آن سازمان ها احساس سر بلندى و افتخار مى كنند . اما سازمان هايى كه به كاركنان چون ابزار مى نگرند نمى توانند در جهت تحقق اهداف فردى گام بردارند، از اين رو به برنامه هاى آموزش و پروش مسير ترقى شغلى كمتر از ديگر سازمان ها توجه مى كنند .

  • تجزيه و تحليل مشاغل

مطالعه و تجزيه و تحليل مشاغل، مهم ترين اقدام و كانون اصلى تمامى فعاليت ها براى پرورش مسير ترقى شغلى است. اطلاعات حاصله از تجزيه و تحليل شغل به شرح شغل و شرايط احراز شغل تبديل مى گردد و اين اطلاعات مهم ترين ابزار براى مديران در امر پرورش مسير ترقى شغل است و براى خود كاركنان هم اين امكان را فراهم مى سازد كه به مشاغلى فكر كنند كه مى تواند در دسترسشان قرار گيرد و تصدى آنها را به عهده بگيرند.

نكته مهم در پرورش مسير شغلى، آن است كه اطلاعات مربوط به تجزيه و تحليل شغل بايد به روز باشد؛ لذا از آن جايى كه ماهيت مشاغل، بعد از مدتى تغيير مى كند، اطلاعات مربوط به مشاغل بايد بازبينى شود و شرايط احراز تصدى هر شغل با توجه به تغيير تكنولوژى و ماهيت مشاغل تغيير كند تا در پرورش مسير شغلى مورد استفاده قرار گيرد .

اهميت پرورش مؤثر زندگى شغلى

بسيارى سازمان ها با وجود برنامه هاى آموزش و پرورش نيروى انسانى به تدوين برنامه هاى پرورش زندگى شغلى مى پردازند. برنامه هاى مؤثر پرورش زندگى شغلى به افزايش اثربخشى سازمان منجر مى گردد. در اين راستا اين برنامه ها چندين نتيجه را براى سازمان به ارمغان مى آورد:

  •  اطمينان يافتن از وجود استعداد مورد نياز

كوشش هاى پرورش زندگى شغلى، توسعه طبيعى برنامه ريزى منابع انسانى است. در برنامه ريزى نيروى انسانى به تعيين نيازهاى سازمان به نيروى انسانى در آينده و تعيين موجودى ها پرداخته مى شود. تعيين نيازها و مقايسه آن با موجودى هاى نيروى انسانى و همچنين پركردن پست هاى خالى با انجام برنامه هاى پرورش زندگى شغلى بهتر و كامل تر صورت مى گيرد. سازمان با انجام برنامه هاى پرورش زندگى شغلى مى تواند اطمينان يابد كه در آينده داراى افراد مورد نياز خواهد بود، زيرا افراد سازمان از طريق آن برنامه ها مسير ترقى لازم را طى مى كنند و با تجربه و توانايى لازم به پست هاى بالاتر سازمانى ترفيع مى يابند .برنامه ريزى نيروى انسانى در اين مرحله، عمدتاً بر ترفيع نيروى انسانى از داخل سازمان تأكيد مى شود و كمتر در پر كردن پست هاى خالى از نيروهاى بيرونى استفاده مى شود.

  •  جذب و حفظ نيروى انسانى

در يك محيط پررقابت براى جذب و حفظ نيروى انسانى شايسته، برنامه هاى پرورش زندگى شغلى، بسيار مؤثر واقع مى گردد، زيرا متقاضيان شايسته، جذب سازمان هايى مى شوند كه در آن سازمان ها به آينده كاركنان هم توجه مى گردد. همچنين در اين گونه سازمان ها افراد آنها به سازمان و مديريت آن، اطمينان كافى دارند و با تعهد بالا به انجام وظايف مى پردازند؛ درنتيجه به حفظ كاركنان شايسته نيز منجر مى شود .

  •  افزايش رضايت شغلى

با انجام برنامه هاى پرورش زندگى شغلى، افراد با توجه به توانايى و استعداد و آرزوهاى خود داراى شغل مناسب خواهند بود. طبيعتاً اين مشاغل در طول زندگى شغلى افراد با بهبود توانايى ها، تجربه ها و استعدادها تغيير مى يابد. لذا شغل افراد در همه مراحل زندگى جذاب و بااهميت خواهد بود. انجام وظايف شغلى كه بااهميت و غنى باشد بر رضايت شغلى افراد تأثير مثبت مى گذارد، زيرا از اين طريق نيازهاى سطوح عالى افراد برآورده مى شود و فرصت هاى رشد و ترقى آنها فراهم مى گردد .

منبع

قاسمی زاده،محمد(1393)، ارتباط میان برنامه ریزي و مدیریت مسیر شغلی بر تعهد و رضایتمندي شغلی، پایان نامه کارشناسی ارشد،مدیریت تحول،دانشگاه آزاداسلامی

از فروشگاه بوبوک دیدن نمایید

اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0