چهارده ویژگی افراد خود شکوفاکدامند ؟

توصیف فرد خود شکوفا با مشاهدات، تجربیات و به ویژه پژوهش های آموزشی و روان درمانی را جز توسعه یافت. مازلو در یک مطالعه بر روی خود شکوفایی، مشخصاتی مشابه یافته های دیگران را مطرح کرد و یک تصویر جامع از شخص خود شکوفا ترسیم کرد. او در بررسی خود شکوفایی از روش قابل قبولی استفاده کرد. به این صورت که یک گروه ملاک از افراد (زنده و مرده) را بر اساس حرفه ی غیر سازمانی انتخاب کرد، که فرض می شد به خود شکوفایی رسیده اند. اشخاص تاریخی مورد بررسی، افرادی مانند لینکنن، انیشتین، فرانکلین، و الینورروزویت، ویلیام جیمز، ویتمن، بتهوون، و فروید بودند (افراد زنده به نام معرفی نشدند). مازلو این ویژگی ها را در آنان مشخص نمود: از استعداد ها و ظرفیت های خود به طور کامل استفاده و بهره برداری می کنند. به نظر می رسد بعضی از افراد خود را تحقق بخشیده و بهترین بهره را از ظرفیت هایشان می برند. آن ها افرادی هستند که مقام خود را توسعه بخشیده و از ظرفیت هایشان کاملا استفاده می کنند. آزمودنیهای مورد مطالعه معلوم کردند که ویژگی هایی شدیدا متفاوت از افراد متوسط ومعمولی دارند. این ویژگی ها به دنبال می آید.

1: درک خیلی موثری از واقعیت داشته و با آن منطبق می شوند. این ویژگی موجب تشخیص دروغ و ساختگی بودن چیزی و ادراک درست از آنچه واقعا هست می شود. نه اینکه ادراک فرد تحت تاثیر نیازهایش قرار گیرد. افراد خود شکوفا آگاهی زیادی از محیط (هم انسان ها، هم غیر انسان ها) دارند. آن ها از اینکه چیزی را ندانند نمی ترسند و شک و ابهام را تحمل می کنند و ادراکات جدید و نا آشنا را به بوته ی آزمایش می گذارند.

2: پذیرش خود، دیگران و طبیعت: افراد خود شکوفا راجع به ماهیت انسانی خود احساس گناه، شرمساری، ضعف، کمبود و قصور نمی کنند. آن ها از دیگران به خاطر داشتن این ویژگی ها انتقاد نمی کنند. آن ها به خودشان و دیگران احترام و ارزش قائل اند. بعلاوه آن ها صادق، خالص، گشوده و بدون غرور و نما هستند. اگر چه آن ها از خود راضی نیستند، اما در مورد آنچه هستند و آنچه خود و دیگران و جامعه می توانند با شند، نگرانند.

 3: افراد خود شکوفا در بند قراردادهای بیرونی نیستند، اما به آن ها بی احترامی هم نمی کنند. آنها نه همرنگ و همنوا با دیگران هستند و نه ناهنموا و بر علیه دیگران. آن ها با انگیزه ها و اهداف بیرونی تهییج نمی شوند، انگیزه ی آن ها درونی و در جهت رشد و تحول خود شکوفایی و ظرفیت های خودشان است.

4: مشکل مدار بودن: افراد خود شکوفا خود محور نیستند بلکه روی جوانب مشکل خودشان متمرکز می شود. آن ها بر اساس احساسی از سر مسئولیت، وظیفه یا تعهد عمل می کنند نه خواست شخصی. مشخص شده است که این ویژگی ها با ایمنی و فقدان رفتارهای دفاعی که منجر به رفتارهای مهربانانه می شود، رابطه دارد.

5: تنهایی( نیاز به خلوت کردن با خود): افراد خود شکوفا از خلوت و تنهایی خود لذت می برند. این امکان برای آن ها است که در غیبت دیگران آشفته نشده و در آرامش باقی بمانند. حتی ممکن است غیر اجتماعی به نظر آیند. این ویژگی (تنهایی) در بررسی های دیگران نیز نمایان شده است. شاید این ویژگی با احساس ایمنی و خود بسندگی مرتبط باشد.

6: خود مختاری، عدم وابستگی به فرهنگ و محیط: افراد خود شکوفا با وجودی که به دیگران برای ارضای نیازهایی چون دوست داشتن، ایمنی، احترام و تعلق پذیری نیازمندهستند، اما برای ارضای کامل و واقعی نیازهایشان به جهان واقعی یا دیگران یا فرهنگ یا روش هدف – وسیله و به طور کلی ارضا کردن غرایز، وابسته نیستند. آن ها به دنبال توسعه رشد ظرفیت ها و استعدادهای بالقوه خودشان  هستند.

7: تداوم حس قدردانی: افراد خود شکوفا مکررا (مستمرا) شگفتی از هر روزه جهان و همچنین ترس  و لذت را تجربه می کنند.

8: تجربیات عرفانی، احساس سبکبالی: افراد خود شکوفا به درجات متفاوت و با دفعات متفاوتی حالات وجد همراه با احساس افق های گشوده شده ی وسیعی دارند و بر این باورند که این تجربیات در زندگی روزانه شان بسیار مهم اند. این مفهوم و سایر ویژگی هایی که در توصیف نظریه پردازان دیگر بدان اشاره شده است همگی در مفهوم «زندگی وجودی»، مطرح شده از سوی راجرز می گنجد.

9: جهان وطنی بودن: افراد شکوفا احساس عمیقی از همدلی و همدردی و دلسوزی به همه ی انسان ها دارند. این احساس به یک معنا احساس نا مشروط است که در آن این افراد علی رغم باز شناسی ویژگی های منفی در دیگران که باعث بر انگیختن، نا شکیبایی و نفرت می شود، باز هم به این احساس توجه نا مشروط خود ادامه می دهند. اگر چه همدلی به طور مشخص از سوی سایر نظریه پردازان مطرح نشده است، اما به نظر می رسد که این مفهوم به طور ضمنی در توصیف سایر مفاهیمی مانند پذیرش و احترام گنجانده شده است.

10: روابط بین فردی عمیق: افراد خود شکوفا روابط عمیقی با دیگران دارند. این افراد در انتخاب دوست کاملا انتخابی عمل می کنند، دارای حلقه ی دوستان کوچکی هستند و با سایر افراد خود شکوفا ارتباط بر قرار می کنند، اما ظرفیت برقراری ارتباط با همه ی افراد را دارند. این افراد دیگران را همانند مرید جذب خود می کنند. این ویژگی تا حدودی به صورت نهفته در صورتبندی سایر نظریه پردازان نیز ذکر شده است.

11: ساختار شخصیت دموکراتیک، افراد خود شکوفا بر اساس طبقه اجتماعی، سطح تحصیلات، نژاد و یا رنگ پوست، خود را متمایز نمی کنند. آن ها خود را در مقایسه با دیگران برتر نمی دانند و آماده یادگیری و کسب تجربه از دیگران هستند. آن ها به هر کسی که بتواند چیزی به آن ها بیاموزد احترام می گذراند، اما این احترام صرفا به خاطر انسان بودن آنهااست نه چیز  دیگر.

12:تشخیصی هدف و وسیله: افراد خود شکوفا بسیار اخلاقی هستند. آن ها بین هدف و وسیله تمییز قائل می شوند و وسیله را برای رسیدن به هدف به کار می برند.

13: احساس طنز فلسفی: بررسی های مازلو نشان می دهد که افراد خودشکوفا دارای حس طنز و شوخ طبعی هستند، اما این احساس با شکل متعارف آن متفاوت است. این حس طنز و شوخی به شکل خود انگیخته، متفکرانه و درونگرایانه است. آن ها در طنز و شوخی اقدام به خصومت و برتری طلبی نمی کنند و یا به کسی طعنه نمی زنند. بسیاری از نویسندگان به این مطلب اشاره نموده اند که حس طنز و شوخی از ویژگی های افرادی است که خود شکوفا هستند.

14: خلاقیت: تمامی آزمودنی های شرکت کننده در بررسی های مازلو به نحوی افرادی خلاق بوده اند. خلاقیت در این جا به معنای خلاقیت ناشی از هوش بالانیست، بلکه خلاقیت به معنای ویژگی ای است که به طور بالقوه در تمامی افراد وجود دارد، اماتحت تاثیر فرهنگ پذیری در نطفه خفه می شود. خلاقیت شیوه ای ساده، مستقیم و جدید در نگاه کردن به چیزهایی است. خلاقیت ویژگی است که اکثر نظریه پردازان خود شکوفایی از آن به عنوان ویژگی این افراد یاد می کنند.

منبع

احمدی ،ناصر(1390) ،بررسی رابطه بین تصویر ذهنی از خدا و خودشکوفایی بااظطراب مرگ در دانشجویان دانشگاه تهران ،پایان نامه کارشناسی ارشد روانشناسی ، دانشگاه علامه طباطبایی

ازفروشگاه بوبوک دیدن نمایید

اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0