مفهوم­ تعارض

بيشتر انسان­ها از واژه­ تعارض ­و تضاد، دعوا و زد وخورد و يا جنگ­ را استنباط­ مي­كنند. تعارض جزء طبيعي ­و عادي ­و جنبه ­اجتناب­ناپذير ­زندگي ­امروز است، ولي­ متاسفانه ­به­ دليل ­عدم ­مديريت صحيح، بيشتر به‌ ستيزه­جويي­ و دشمني ­مبدل ­شده ­است ­لذا امروزه، به ­تعارض ­به­ عنوا­­ن­ يك ­پديده­ منفي ­نگاه ­مي­كنند. فراگيري ­مديريت ­تعارض ­براي ­بهبود، انطباق ­و بهره­گيري ­از تغيير و تحول، يك ­سرمايه­گذاري ­حياتي­ براي خود فرد، خانواده ­و سازمان ­به ­شمار مي­آيد. مديريت­ خوب­ تعارض، ما را در برابر تغييرها، محفوظ نمي‌دارد و بدين ­معني ­نيست­ كه­ همواره ­با داشتن ­اين ­مهارت، به ­خواسته­هاي ­خود دست ­خواهيم يافت، بلكه ما را قادر مي­سازد با تحولات­ جديد، آشنا شده ­براي ­مقابله ­با تهديدها و استفاده ­از فرصت­ها راه­حل­هاي  مناسب بيابيم. در فرهنگ ­لغات ­فارسي، تعارض ­به ­معناي «متعرض ­و مزاحم ­يكديگر شدن ، باهم ­خلاف­كردن و اختلاف ­داشتن » معني ­شده­ است .از تعارض ­تعاريف ­زيادي ­بعمل ­آمده ­است. چند نمونه ­از اين­ تعاريف، تعارض ­را اينگونه­ تشريح­ مي‌كنند: «تعارض ­رفتاري­ است ­كه ­به ­وسيله­ برخي ­از اعضاء سازمان ­در جهت­ مخالفت­ با ديگر اعضاء صورت مي‌گيرد». «تعارض ­فرآيندي ­است ­كه­ موقعي ­بوجود مي­آيد كه ­يك­ طرف ­چنين­ درك ­كند ­كه ­طرف ­مقابل در پي مقابله ­با اوست ­يا آنكه ­مي­خواهد مانع­ رسيدن­ وي ­به ­هدف ­مورد نظرش ­بشود» يا «تعارض ­وقتي­ شكل مي­گيرد كه­ فعاليت­هاي ­ناسازگار رخ ­دهند». «تعارض فرآيندي ­است­ كه­ در آن ­نوعي ­تلاش ­آگاهانه­ به­ وسيله ­الف ­انجام­ مي­گيرد تا تلاش­هاي ­­را خنثي ­كند؛ البته ­از طريق ­سدكردن­ راه ­او، كه ­در نتيجه­ در مسير نيل­ به هدف ­مستأصل ­مي­شود؛ يا آن­ كه­ الفبدان ­وسيله ­برميزان ­منافع­ خود مي­افزايد» .«پوت­نام وپول تعارض  ­را  تعامل­ افراد وابسته ­به ­هم ­كه ­درك­ متفاوتي­ از اهداف، مقاصد و ارزش­ها  دارند، مي­داند كه ­هر كدام  ­طرف ­ديگر را مخالف ­اين ­اهداف ­مي­داند» .«تامپسون[1]تعارض ­را هر رفتاري ­كه ­از جانب – اعضاي  يك ­سازمان­ به ­منظور مخالفت ­با  ساير اعضاء سر بزند مي­داند» .«لوسير[2]تعارض ­را شرايطي­ مي­داند­ كه­ در آن ­مسائل ­مورد توجه­ در طرف ­ناسازگار و  ناهماهنگ  ­به ­­نظر برسد». «لورنز[3]كه­ به ­عنوان­­ پير دانش «رفتارشناسي ­حيوانات» اشتهار دارد، تعارض­ را مخصوص ­انسان­ نمي­داند، او در كتاب «تهاجم»، تعارض ­را جنگ ­غريزي ­حيوان ­يا انسان ­عليه ­هم­ نوعان ­خود مي­داند . بنابراين­ به­ عقيده ­او اگر شيري ­يك­ بزكوهي ­را بدرد  يا  انساني ­حيواني ­را شكار كند نبايد آنرا تعارض ­ناميد بلكه ­موقعي اطلاق ­تعارض ­درست ­است ­كه ­شيري­ شير ديگري ­را بكشد. از نظر لورنز، تمام اعضاي ­يك ­نوع، داراي­ مرزها وحدودي­ هستند كه ­همه ­آن­ را مي‌شناسند و چنانچه ­عضوي­ به ­زور از اين­ مرزها بگذرد و به ­مرز ديگري تجاوز كند تعارض ­بوجود مي­آيد»

منبع

کوچی ، علی (1394) ، بررسی تاثیر تعارض در محیط کار بر افسردگی شغلی با توجه به نقش جو سازمانی کارکنان گمرک شهرستان مهران ، پایان نامه کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی ، دانشگاه آزاد اسلامی ایلام

از فروشگاه بوبوک دیدن نمایید

اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0