راهبردهای شناختی

راهبردهای شناختی در سه دسته کلّی تکرار یا مرور، بسط یا گسترش و سازمان دهی قرار می گیرند.

تکرار یا مرور: منظور از تکرار یا مرور عمدتاً گفتن یک مطلب برای خود با صدای بلند یا آهسته است. راهبرد تکرار یا مرور به عنوان تکرار فعّال یک موضوع برای به خاطر سپردن آن است. در مورد موضوع های ساده و پایه  غیر معنی دار می توان از راهبرد بخش بخش کردن استفاده کرد. در این روش مقدار زیادی از اطّلاعات، مانند جدول ضرب یا جدول علائم عناصر شیمیایی، به چند بخش تقسیم و این بخش ها به نوبت آموخته می شوند. انتقال اطّلاعات به حافظه دراز مدت نیاز به کوشش فراوان دارد. وقتی که مقدار زیادی اطّلاعات به چند بخش کوچکتر تقسیم می شود و آن بخش ها به طور جداگانه آموخته می شوند، انتقال آنها به حافظه دراز مدت آسان تر انجام می گیرد. راه دیگر حفظ اطّلاعات تمرین پراکنده یا مطالعه با فاصله است. در این روش یادگیرنده، به جای اینکه سعی کند تا یکباره و در یک نوبت مقدار زیادی از اطّلاعات را حفظ کند، وقتش را تقسیم می کند و چندین بار آن اطّلاعات را مرور می نماید.

اگر یادگیرنده سعی کند تا در یک نوبت همه ی مطالب را حفظ کند و تمام وقت خود را در همان یک نوبت صرف یادگیری آن مطلب نماید، این امر باعث خستگی و از بین رفتن انگیزه ی او می شود. علاوه بر این، معمولاً پس از پایان یافتن تمرین، فراموشی صورت می گیرد. اگر یادگیرنده چندین نوبت صرف مطالعه کند، آنچه را در نوبت قبل فراموش کرده است در نوبت بعد به سرعت می آموزد. در موضوع های پیچیده ، معنادار می توان از راهبردهای بهتری استفاده کرد. این راهبردها به شما کمک می کنند تا توجه خود را بر اندیشه های اصلی، نکات مهم، و قسمت های عمده مطالب متمرکز کنید. برای مثال، زمانی که شما نکات مهم یا اطّلاعات ضروری یک مقاله را از یک مجله علمی با نوعی علامت گذاری، مثلاً خط کشیدن در زیر آنها یا حاشیه نویسی برجسته می کنید، یا اطّلاعات مهم را از یک دفترچه راهنما کپی می کنید، از راهبرد های پیچیده تر تمرین و تکرار استفاده می کنید.

بسط یا گسترش معنایی: روانشناسان شناختی گسترش معنایی را به عنوان افزودن معنی به اطّلاعات تازه برای ربط ربط دادن انها به اطّلاعات قبلاً آموخته شده تعریف کرده اند. به سخن دیگر، یادگیرنده، به کمک راهبرد گسترش، بین آنچه از قبل می دانسته و آنچه قصد یادگیری اش را دارد پل ارتباطی ایجاد می کند. این کار از راه افزودن جزئیات بیشتر به مطالب تازه، خلق مثال ها و مواردی برای آن، ایجاد تداعی بین آن و اندیشه های دیگر، و استنباط کردن درباره آن انجام می شود.

راهبرد های گسترش را می توان در دو دسته:

  •  راهبردهای گسترش ویژه مطالب ساده و پایه
  • راهبردهای گسترش ویژه مطالب پیچیده قرار داد.

راهبردهای گسترش ویژه مطالب ساده و پایه:

راهبرد های گسترش ویژه مطالب ساده و پایه عبارت اند از:

 استفاده از واسطه ها : یکی از راه های تبدیل مطالب غیر معنی دار به مطالب معنی دار استفاده از واسطه ها یا میانجی هاست. از طریق واسطه ها می توان بین مطالب و مواد غیر مرتبط روابط معنی دار ایجاد کرد. فرض کنید دانش آموزی می خواهد فهرستی از جفت های متداعی شامل :  شانه-لیوان، پا-صندلی، و چکش-ساعت را حفظ کند. اگر این دانش آموز برای معنی دار کردن جفت ها از واسطه های ذهنی، مثلاً  شانه در لیوان است ، او پایش را روی صندلی گذاشت ، یا او با چکش به ساعت کوبید  استفاده کند یادگیری اش بهتر خواهد بود.

تصویر سازی ذهنی : منظور از تصویر سازی ذهنی یعنی برقراری ارتباط معنی دار بین مطالب از طریق ایجاد یک رابطه ذهنی بین آنها. از آنجا که اکثر یادگیری های آموزشگاهی ماهیت کلامی دارند، باید به دانش آموزان یاد داد تا تصاویر ذهنی را به مواد کلامی ربط دهند. این تدبیر آموزشی یادگیری دانش آموزان را بهبود می بخشد. علّتش ممکن است تا حدودی این باشد که گنجایش اطّلاعات تصویری ذهن بیش از گنجایش مواد کلامی است.

روش مکان ها : در روش مکان ها که یک روش قدیمی برای حفظ کردن اطّلاعات است، یادگیرنده، هنگاه یادگیری و یادآوری مطالب، مکان اشیاء را در ذهن خود منسجم می کند. برای استفاده از این روش، یادگیرنده ابتدا به ترتیب موقعیت ها یا مکان های اشیاء را می آموزد؛ یعنی نقشه آنها را به خاطر می سپارد، و به هنگام یادآوری با طیّ این مراحل ذهنی به ترتیب آنها را به یاد می آورد.

کلمه کلید : در این روش، با استفاده از یک کلمه آشنا، دو کلمه به هم ربط داده و به طور معنی دار به حافظه سپرده می شوند. این روش دارای دو مرحله است. ابتدا، برای یادگیری یک کلمه بیگانه یک کلمه آشنا، ترجیحاً یک کلمه عینی ،غیر انتزاعی ، انتخاب می شود. در مرحله دوم، با استفاده از یک تصویر ذهنی یا یک جمله، معنی کلمه بیگانه با کلمه آشنا تداعی می شود.

سرواژه : منظور از سرواژه یا سرنام روشی است که از طریق آن بین ماده های اطّلاعاتی نوعی ارتباط ایجاد می شود و یادگیری و یادآوری آن ماده ها سهل تر می گردد. سرواژه به واژه یا کلمه ای گفته می شود که از ترکیب حروف اول تعدادی واژه دیگر به وجود آید.

 راهبرد های گسترش ویژه مطالب پیچیده

راهبرد های گسترش ویژه مطالب پیچیده عبارت اند از:

یادداشت برداری : منظور از یادداشت برداری یعنی انتخاب و ثبت نکات مهم و کلیدی هنگام خواندن یک مطلب یا گوش دادن به یک سخنرانی به گونه ای که بعداً و سر فرصت بتوان مطالب یادداشت برداری شده را مرور و باز نگری کرد. در صورتی می توان یادداشت برداری را در ردیف راهبردهای گسترش معنایی قرار داد که به یادگیرنده کمک کند تا اطّلاعات جدید را سازمان دهد و بین آنها ودانش موجود خود پیوند برقرار نماید.

خلاصه کردن: منظور از خلاصه کردن نوشتن عبارتهای کوتاهی است که معرف اندیشه های اصلی موضوع مورد مطالعه باشد. خلاصه کردن به زبان خود به گونه های مختلفی انجام شدنی است. یک راه آن است که از خواننده بخواهیم تا پس از خواندن هر پاراگراف مطلب آن را در یک سطر خلاصه کند. راه دیگر آن است که از خواننده بخواهیم خلاصه ای از یک مطلب به گونه ای تهیه کند که به دیگران در درک آن مطلب کمک کند.

علامت گذاری و حاشیه نویسی: علامت گذاری و حاشیه نویسی که مجموعاً شرح نویسی  نام دارند روشی است که به وسیله آن با گذاشتن علامت و نوشتن رمز و کلمات و عبارات بر روی متن و حاشیه کتاب ساختمان مطلب و نکات مهم و معانی اصلی برای خواننده برجسته می شوند و مطالب تازه به مطالب قبلاً آموخته شده ارتباط می یابند.

قیاس گری : در قیاس گری یادگیرنده با استفاده از شباهت بین امور مختلف یاد می گیرد. به عنوان مثال، کار قلب را با کار یک تلمبه قیاس می کند و از شباهت بین این دو استفاده می نماید و به یادگیری ویژگی های قلب می پردازد. از جمله موارد دیگر استفاده از راهبرد قیاس گری، شبیه دانستن ذهن آدمی با کامپیوتر است. نکته ای که باید در قیاس گری مورد توجه قرار گیرد این است که در این روش همواره یک چیز آشنا به چیزی که قرار است آموخته شود تشبیه می شود.

راهبرد سازمان دهی:

بهترین و کامل ترین نوع راهبرد یادگیری و مطالعه سازمان دهی  است. سازمان دهی نوعی راهبرد گسترش معنایی است، اما تفاوت آن با راهبرد های دیگر که قبلاً توضیح داده شد در این است که یادگیرنده در استفاده از راهبرد سازمان دهی، برای معنی دار ساختن یادگیری، به مطالبی که قصد یادگیری آنها را دارد نوعی چهار چوب یا ساختار سازمانی تحمیل می کند، اما چنین عملی در راهبرد بسط یا گسترش معنایی الزامی نیست. این چهر چوب سازمانی می تواند ویژه ی اطّلاعات جدید باشد یا اینکه مطلب جدید را به دانش موجود ربط دهد. ساده ترین شکل سازمان دهی این است که اطّلاعات را در دسته هایی قرار دهیم تا آنها را آسان تر یاد بگیریم و راحت تر به یاد بیاوریم. گنجایش حافظه کوتاه مدت یا حافظه فعّال محدود است و بنابراین نمی توانیم در یک زمان بر تعداد زیادی ماده یادگیری تمرکز کنیم. وقتی که ماده های متعدد یادگیری را دسته بندی می کنیم از بار حافظه فعّال خود می کاهیم و قدرت تمرکزمان را بیشتر می کنیم. همین امر علّت اصلی تسهیل یادگیری از طریق دسته بندی اطّلاعات است.

در واقع ما از مقدار اطّلاعاتی که می خواهیم یاد بگیریم کم نمی کنیم بلکه از راه تقطیع ماده های اطّلاعاتی را محدود می کنیم. دسته بندی را می توان بر اساس تلفظ کلمات، ترتیب زمانی رویدادها، و نظایر اینها انجام داد. همچنین برای این منظور می توان مقوله های مختلفی مانند حیوانات، گیاهان، مواد معدنی، و غیره استفاده کرد. دسته بندی محض مطالب به مقوله ها یا طبقه ها بیشتر برای یادگیری موضوع های ساده یا پایه مفیدند. برای یادگیری موضوع های پیچیده تر باید از راهبردهایی استفاده شود که، علاوه بر گسترش دادن به حافظه فعّال یا کوتاه مدت، به یادگیرنده کمک کنند تا اطّلاعات جدید را معنی دار سازد و به طریقی آنها را به حافظه دراز مدت بسپارد که برای کاربردهای آتی در دسترس و به راحتی قابل بازیابی باشند. از جمله راهبردهای سازمان دهی برای تکالیف پیچیده یادگیری می توان موارد زیر را بر شمرد: تهیه سر فصل های یک کتاب درسی و تبدیل متن به طرح یا نقشه است .

برای یادگیری معنادار اطّلاعات، دانش آموزان باید راه هایی را بیابند که این اطّلاعات را به آنچه از قبل می دانستند ربط دهند. یکی از راه های موثر ربط دادن مطالب جدید به ساختار شناختی موجود استفاده از نقشه های مفهومی است. نقشه مفهومی یکی از راهبردهای آموزشی است، که با فلسفه ی ساختن گرایی ارتباط بسیار نزدیکی دارد، و همچنین می تواند یادگیری معنادار را تسهیل کند .همان طور که قبلاً نیز اشاره شد یکی از راهبرد های سازمان دهی اطّلاعات تبدیل متن به نقشه است که به آن راهبرد نقشه مفهومی گفته می شود. نقشه مفهومی به یک روش خلاصه گونه برای مرتب کردن و به هم ربط دادن اطّلاعات گفته می شود که در آن از خطوط، کلمات، علائم، نمادها، و مانند اینها استفاده می شود.بنابراین نقشه مفهومی یک راهبرد یادگیری است که یادگیرنده به کمک آن مطالب درسی را در ذهن خود سازمان می دهد .

نقشه مفهومی که در آن روابط میان مفاهیم به صورت دیداری نمایش داده می شود یک راهبرد است که بر اثر بخشی سازمان دهی، تصویر سازی، و توانایی پردازش دو گانه حافظه فعّال تأکید می کند .های  و همکاران  بیان می کنند:  نقشه مفهومی ابزاری گرافیکی برای سازماندهی و نشان دادن دانش است .

خامسان و همکاران ، در تعریف نقشه های مفهومی می نویسند: نقشه مفهومی بازنمایی گرافیکی مواد اصلی یک گستره  موضوع، است که یادگیرنده آن را پدید می آورد. یک نقشه مفهومی شامل گره ها و پیوندهای بین آنهاست. گره ها برای ارائه مفاهیم کلیدی و خطوط بین آنها به منظور مشخص کردن ارتباط بین آنهاست. ترکیب دو یا چند  گره و خطی  پیوندی که آنها را به هم وصل می کند، گزاره نامیده می شود. گزاره کوچکترین واحد زبان شناسی است که معنایی را حمل می کند. همچنین در تعریف دیگری سرهنگی و همکاران، بیان می کنند: نقشه مفهومی ابزاری شماتیک و دو بعدی برای ارایه مجموعه ای از مفاهیم در چارچوب گزاره ها است. در واقع نقشه مفهومی ارایه شمای ارتباط مفهوم با مفهومی دیگر و همچنین ارتباط آنها با دیگر مفاهیم مرتبط با موضوع خاصی است که در الگویی سلسله مراتبی مرتب می شوند.

نقشه مفهومی یک سازمان دهی گرافیکی است که برای نمایش نموداری، سازمان دهی سلسله مراتبی یک دسته از مفاهیم استفاده می شود. در نقشه های مفهومی معنی و مفهوم کلمات برای ساختن یادگیری معنادار استفاده می شود. در این نقشه ها روابط معنی دار بین مفاهیم را در قالب شکل های پیشنهادی نمایش می دهد و قوه ادراک و ساختار دانش هر یک از دانش آموزان را معلوم می کند .نقشه های مفهومی در سال 1984 توسط نواک توسعه یافت. او یک محقّق بود و به این مطلب که دانش آموزان چگونه یاد می گیرند علاقه بسیار داشت. شیوه ی نقشه های مفهومی نواک بر پایه ی یادگیری معنادار آزوبل قرار دارد. نقشه های مفهومی نواک در کمک به دانش آموزان در تغییر کج فهمی های خود از طریق توضیح دادن و روشن ساختن روابط بین مفاهیم بسیار موفقیت آمیز بود .نواک و کوئین می گویند: نقشه های مفهومی راهی برای کمک به دانش آموزان و معلم است تا آنها یادگیری معنادار واقعی را ببینند .

ساختار نقشه های مفهومی به صورت سلسله مراتبی است. یعنی مفاهیم کلّی تر و جامع تر در رأس آن قرار می گیرند و هرچه به پایین نقشه نزدیک تر می شویم، مفاهیم و مطالب جزئی تر می شوند. اجزای نقشه مفهومی، شامل: مفاهیم، پیوندها، سطوح، پیوندهای عرضی و مثال هاست. مفاهیم که با نام گره یا هسته ، نیز شناخته می شوند، یک کلمه یا عبارت کوتاه اند که در داخل یک کادر بسته، مثل: بیضی یا مستطیل قرار می گیرند. مفاهیم به وسیله خطوط پیوندی برچسب دار که ماهیت رابطه بین دو مفهوم را نشان می دهند، با یکدیگر ارتباط پیدا می کنند. گاهی اوقات از خطوط پیکان دار برای پیوندها استفاده می شود که در آنها علاوه بر ماهیت رابطه، جهت رابطه نیز نشان داده می شود. سطوح به روابط پایین و پایین تر بین مفاهیم اشاره دارند.

معمولاً در ساختار سلسله مراتبی کلّیترین مفهوم در بالا و مفاهیم خاص تر در زیر این مفهوم کلّی مرتب می شوند. در یک نقشه مفهومی علاوه بر ارتباط های طولی، می تواند ارتباط های عرضی نیز بین مفاهیم وجود داشته باشد. پیوندهای عرضی با پیوندهای معمولی متفاوتند، زیرا، مفاهیم را از یک بخش نقشه با مفهومی از یک بخش دیگر نقشه مرتبط می سازند. اهمیت ارتباط های عرضی به خاطر این است که به ما کمک می کنند، تا یک مفهوم از یک قلمرو دانش را به یک مفهوم در حوزه ای دیگر روی نقشه مفهومی ارتباط دهند. مثال ها نیز می توانند، برای نشان دادن نمونه هایی از مصداق های یک مفهوم در نقشه مفهومی مورد استفاده قرار گیرند. برای تمایز میان مفاهیم و مثال ها، معمولاً مثال ها در داخل کادر های بیضوی یا مستطیلی قرار نمی گیرند. برای اهداف آموزشی مختلف، مترادف ها، تصاویر یا یادداشت هایی می توان، به نقشه مفهومی اضافه کرد .

نقشه های مفهومی در آموزش، یادگیری، توسعه برنامه های آموزشی و ارزشیابی کاربرد دارند زیرا مطالعات تجربی زیادی در مورد اعتبار نقشه های مفهومی انجام گرفته است . بنابراین، نقشه مفهومی می تواند به عنوان یک راهبرد یادگیری قدرتمند که هم روابط بین عناصر محتوا و هم رابطه بین دانش جدید و قدیم را بازنمایی یا ترسیم کند، در نظر گرفته شود. نقشه مفهومی افزون بر اینکه اطّلاعات پایه را منتقل می کند، ارتباط ها، ساختارها و ویژگی هایی را که قابل مشاهده نیستند نیز نمایش می دهد. بنابراین این روش، به خاطر سپردن، بازیابی و باز خوانی اطّلاعات را به صورت دراز مدت آسان تر ساخته، امکان بازیابی ایده ها و ارتباط بین آنها را ایجاد می کند. از سوی دیگر، نقشه مفهومی می تواند به عنوان ابزاری در نظر گرفته شود که مشخص کننده درک فراگیرنده از موضوع باشد .

این ابزار دانش قبلی فراگیر را در زمینه مورد آموزش توضیح می دهد، یادگیری معنادار را برای بهبود پیشرفت دانش آموز تشویق می کند و درک او را از مفهوم، اندازه گیری می کند. این روش به بنای درس در ذهن دانش آموز کمک کرده و شیوه ی ارتباط بین بخش های مختلف یک موضوع را با هم در قالب یک ساختار یا طرح واره برای دانش آموز توصیف می کند. نقشه مفهومی به فراگیر کمک می کند تا مفاهیم را ذخیره، دسته بندی و حفظ کند و دروس مختلف را با یکدیگر مرتبط سازد. این ابزار به ویژه در موضوعات پیچیده تر که چندین جلسه برای تدریس آنها لازم است مفید می باشد .

نقشه مفهومی هم به عنوان یک ابزار آموزشی در افزایش یادگیری فراگیران کارایی دارد و هم می تواند به عنوان وسیله ای برای ارزشیابی های تکوینی و پایانی در طول یک دوره آموزشی مورد بهره برداری قرار گیرند.دالی، در مورد اهمیت نقشه های مفهومی می گوید: نقشه های مفهومی به عنوان یک ابزار یادگیری و رویکرد ارزیابی مورد استفاده قرار می گیرد و نیز نقشه های مفهومی را به عنوان راهبردی یادگیری معرفی می کند که می تواند حتی در پزشکی مورد استفاده پزشکان آینده قرار گیرد.کافی، ازنقشه های مفهومی به عنوان ابزارفراشناختی برای توسعه وحفظ و استفاده مجدّد ازدروس یاد می کند.

همچنین وانیدز، از کاربرد نقشه های مفهومی در کلاس درس علوم تجربی یاد کرده و بیان می کند نقشه های مفهومی یک منظره بی نظیر گرافیکی از اینکه دانش آموزان چگونه سازمان دهی، مرتبط سازی، و ترکیب می کنند را نشان می دهد.چانگ ، درمقاله ای با عنوان یادگیری از طریق نقشه های مفهومی بر مبنای کامپیوتر بیا می کند که نقشه های مفهومی در آموزش، یادگیری، توسعه برنامه های آموزشی و ارزیابی کاربرد دارد.برای تهیه نقشه های مفهومی شیوه های مختلفی وجود دارد، اما از لحاظ طرح های متفاوت در ارائه اطّلاعات، می توان تمام نقشه های مفهومی را به سه دسته تقسیم کرد:

  •  نقشه های مفهومی عنکبوتی , شبکه ای
  •  نقشه های مفهومی سلسله مراتبی
  •  نقشه های مفهومی گردشی

همچنین نقشه های مفهومی را هم می توان به شیوه قلم-کاغذی و هم به وسیله نرم افزارهای خاصی همچون  visual mind، smart ideas، Concept Tools Get Smart، تهیه کرد .از تولد ایده نقشه های مفهومی توسط ژوزف نواک تا به حال، ابعاد گسترده ای از این ایده راهبردی در طیّ پژوهش ها و بررسی های کارشناسانه پژوهشگران شناخته شده است. با نگاهی به پیشینه پژوهشی ادبیات نقشه مفهومی متوجه می شویم که کاربرد آن در زمینه مسایل تربیتی اغلب پیامدهای مثبتی نیز داشته است و از ایده ای به روز آموزشی دنیاست، به طوری که از سال 2004 انجمن شناخت انسان و ماشین آمریکا به سرپرستی ژوزف نواک و آلبرتو کاناس هر دو سال یک بار سمینار نقشه کشی مفهومی را برگزار می کند، که در آن جدیدترین مقاله های علمی از پژوهشگران تمام نقاط جهان راجع به نقشه های مفهومی و نقشه کشی مفهومی بررسی می شود . نشان از اقبال کشورها و کارآمدی این ایده در پاسخ گویی به نیازهای آموزشی آنها است. در بررسی اجمالی 160 مقاله ارائه شده در دومین کنفرانس نقشه کشی مفهومی درکاستاریکا می توان دریافت که بیشترین اقبال درمقاله ها، مربوط بموارد زیر است:

  • آموزش مبتنی بر نقشه های مفهومی و نقشه کشی مفهومی در سنین کودکی
  • کاربرد نقشه های مفهومی در رشته هایی با مفاهیم فراوان، مانند پزشکی، بهداشت، پرستاری، تاریخ و زبان
  • نقشه کشی مفهومی مشارکتی
  • نقشه مفهومی در آموزش از راه دور مبتنی بر کامپیوتر و شبکه جهانی وب

منبع

علیلو،اکبر،(1393)، آموزش علوم تجربی ششم ابتدایی بر اساس راهبرد نقشه مفهومی در مدارس ابتدایی،پایان نامه کارشناسی ارشد،روانشناسی تربیتی،دانشگاه آزاداسلامی

از فروشگاه بوبوک دیدن نمایید

اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

0